خانه

Home

پيوند با ما

Contact us

نوشته ها

Articles

گزارش ها

Reports

آرشيو

Archive

تارنماي گاتها

Gatha.org

براي دريافت نامه ماه و آگاهي درباره آبونمان اينجا کليک کنيد

ماهنامه کانون اروپايي براي آموزش جهان بيني زرتشت

  رستاخيز (نامه ماه)

آرشيو نوشته ها

جشن نوروز

 

بزرگترين جشن در آئين ايرانيان جشن نوروز، در نخستين روز ماه فروردين و نخستين روز بهار بود. اين روز نه تنها زاد روز زرتشت بود، بلکه نشانه پيوند ديرين ايرانيان با گيتي، گل، سبزي و خرمي بود.

آنها مي دانستند که ميان مردمان، جانوران، گياهان، زمين و کهکشان در هر لحظه نيروهاي بيشماري در جريان است که با گردش و جنبش جهان ميزان و شدت آن تغيير مي کند. نخستين روز بهار نشانه دوباره و تازه شدن اين نيرو بحساب مي رفت. پيوند مردمان به طبيعت از سر گرفته مي شد و نيرو ها به آساني بهتري ميان انسان ها و گيتي جريان پپدا مي کردند. بهمين مناسبت يکي از مهمترين پيش در آمد ها براي آماده کردن خود براي شرکت در اين جشن سبز کردن و روياندن گياهان گوناگوني بود که به مردمان و جانوران سود رسان باشد و براي آنها نشانه اي از نيروي فرح بخش هستي به شمار آيد. چند روز پيش از نوروز مردماني به نام اتش آفروزان که پيام آور اين جشن اهورائي  بودند به شهر ها و ده ها    مي رفتند تا مردم را براي اين آئين آماده کنند. آتش افروزان زنان و مردان بسيار هنرمندي بودند که با برگزاري تئاتر هاي خياباني، رقصها، سروده ها و آواز هاي شورانگيز به سرگرم کردن و خشنود کردن مردمان مي پرداختند.

هدف آنها انتقال نيروي مثبت و نيک به مردمان براي چيره شدن به نيروي غم وافسردگي بود.

آنها که زنان و مردان شادي بخش خوانده مي شدند در روزگار ما هنوز جلوه  کوچکي از خود را زير نام " حاجي فيروز "حفظ کرده اند که االبته از هنرمندي زن يا مرد آتش افروز در  دوران هاي گزشته بسيار دور است.

 از هفت روز پيش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پديد آمدن تاريکي شامگاه، آتش افروزان در تمام نقاط شهر و ده آتش  مي افروختند که تا طلوع خورشيد روشن مي بود.

دختران و پسران دور آتش حلقه مي زدندو به رقص و سرود خواني و شادماني و پرش از روي آتش مي پرداختند. اين آتش نماد ونشانه انرژي و نيروي مهر ميترا و نور و دوستي و عشق بود.

آئين آتش افروزي در روزگار ما باقي ماند و نام " چهار شنبه سوري " بخود گرفت.

در جشن نيروزاي نوروز از چوپان تا شاه، لز تهي دست تا ثروتمند، از زن تا مرد و بچه و پير و جوان همه و همه فعالانه شرکت مي کردند. مردم به رفت و روب و پاکيزه کردن خانه و جامه و لباس هاي خود مي پرداختند و خود را با زيبائي تمام آرايش مي دادند چون عقيده داشتند که روان در گزشتگان آنها در نوروز بيش از هر زمان ديگري نزديک آنهاست تا گواه زندگي بازماندگان خويش باشد و از خوشنودي آنهاخوشنود شود.   بعنوان نشانه و سنبل طبيعت، ايرانيان چندي پيش از نوروز به    روياندن " هفت رستنيها " مي پرداختند.

 شماره هفت ( همچون نمره هاي 3 و 12 ) از دير باز عددي مقدس به شمار مي رفت که ريشه آنرا بايد در آئين آريائي ها جستجو کرد. "رستني ها " معمولا از گياهاني انتخاب مي شدند که نياز ويژه و دام در آن سال بود و احتمالا از سالي به سالي ديگر بنا بر نياز تغيير مي کرد.هفت رستني ها که بعد ها بگونه اي قراردادي هفت سين، هفت شين و هفت ميم خوانده شدند در سفره نوروزي که به آن خوان نوروزي مي گفتند جاي ويژه اي داشت. در خوان نوروزي که از رنگين ترين سفره ها بشمار مي رفت گزشته از هفت رستني ها، خوراکي ها ي گوناگون، آشاميدني ها، ميوه ها و تخم مرغ، آئينه، آب، گلاب، گل، سبزي، آتش دان، و نوشته هايي از سخنان زرتشت يا کتاب مقدس اوستا گزاشته مي شد. در سده هاي بعد از هجوم تازيان کتاب شاهنامه فردوسي و حافظ به اين سفره افزوده گشت.

به هنگام سال نو همه خانواده شسته و پاک و نو پوشيده گردا گرد خوان نوروزي مي نشستند و آماده برگزاري سال نو مي شدند. همه مي دانستند که در اين زمان انرژي و نيروي مثبت که از ژرفناي هستي بسوي زمين مي آيد بيش از هر لحظه ديگر روشنگر درون انسان هاست، و با بهره گرفتن از اين نيروست که مي شود انرژي منفي کدورت ها ، دل آرزدگي ها و افسردگي ها را سرکوب و تارومار کرد.

همه خانواده در گرداگرد خوان با تنطيم تنفس خود، با بوجود آوردن آرامش کامل دروني و با خيره شدن براي چند دقيقه به آتش فروزان آتشدان به درون انديشي مي پرداختند تا اگر در زواياي دروني خود گوشه اي تاريک ديدند آنرا با نور دروني سرکوب کنند.

 

برگرفته از کتاب هستي نامه

بازگشت به بالا

Created by Gatha's design team
Copyright 2004-2005