براي دريافت نامه ماه و آگاهي درباره آبونمان اينجا کليک کنيد
ماهنامه کانون اروپايي براي آموزش جهان بيني زرتشت
رويه 1 رويه 2 رويه 3 رويه 4 رويه 5 رويه 6 رويه 7 رويه 8
|
شماره 2 |
نامه ماه |
رويه 8 |
|
شيشه و سنگ من بودم و تا جايی که چشم هايم ميديد، سنگ. ولی باورم نمی شد که اين سنگها راه می رفتند و واژه ها يی که رويشان کنده کاری شده بود را با همان سختی بمانند سنگ فرياد می کشيدند. احساس نا آشنايی در من پيدا شده بود، از جنس اين سنگها نبودم و هر چه می خواستم واژه هايشان را بشناسم، بيشتر و بيشتر سنگ می شدند. خودم را تنها ديدم، همه چيز رنگ خاکستری گرفته بود تا جايی که اين رنگ داشت از دَم هايم وارد تنم می شد و ديگر باز دَمی نداشتم. بسان هميشه نا گهان شيشه بلوري زرينی نگاهم را بسوی خود کشيد. باورم نمی شد! خودم را در درونش ديدم. چهره ام مانند چهره ای که سنگ ها به من بازگشت می دادند و آن را پيشکشی از دوست می ناميدند نبود. پر از راستی بود، همه چيز ها يی که بود باز تاب می داد. اندکی به ياد سنگها افتادم که چگونه در اين دنيای سنگی بدون کنده کار و پيروانش نمی توان خوشبخت زيست، ولی شيشه زرين زيبای من چيز ديگری می گفت، او به من نشان داد که من بی نياز هستم و بايستی با خرد خود سنگها و بند ها را شکسته و پاره کنم و با بينشی پاک و روشن بسان شيشه بلوری زندگی، در راه خوشبختی خود و جهان پيرامونم گام بردارم. افسوس بر اين سنگها و درود بر شيشه های بلورين. آريا روحانی (آذرمنش)
|
|
||||||
|
|||||||
Created by
Gatha's design team
Copyright 2004-2005